معلومات نصيرالدين بيشتر از مآخذ يوناني به دست آمده بود و او دربارهٴ آنها مطالعات عميقي داشت. گفته شده كه او يوناني ميدانست، ولي دليل قاطعي در دست نيست و دانستن زبان يوناني در عصر او ضروري شمرده نميشد. او آثار رياضي يوناني را از طريق ترجمهها و شرحهاي عربي آنها ميشناخت؛ و برخي آثار يوناني را از عربي به فارسي ترجمه كرد؛ و به تحرير مجموعهٴ بزرگي از ترجمهها و تهذيبهاي عربي اين آثار پرداخت، با عنوان 1)
كتابالمتوسطات بين الهندسة و الهيئة. شايد منظور از متوسطات كتابهايي بود كه بعد از اصول اقليدس و قبل از
مجسطي خوانده ميشد. اين مجموعه شامل ترجمه يا اصلاح عربي آثار اطولوقس، آريستارخوس، اقليدس، ابلونيوس، ارشميدس، ابسيخِلُس، ثاوذوسيوس، منلاوس، بطليموس؛ همچنين رسالههاي عربي ثابت بن قره بود؛ و بعدها، رسالههاي عربي ديگري از بنوموسي و خود نصيرالدين هم بدان ضميمه شد.
پيداست كه متوسطات معادل نجوم صغير، به علاوهٴ برخي اضافات عربي بوده است. البته
نجوم صغير مجموعهاي از آثار يوناني نويسندگان فوقالذكر بود، و آن را در برابر
نجوم كبير (مجسطي)، نجوم صغير ميناميدند.1 متوسطات، همراه با اصول اقليدس و
مجسطي مجموعهٴ آثار كلاسيك قديم را تشكيل ميداد كه در دسترس مسلمانان قرار گرفت.
از آن جا كه تميز ميان ترجمهها، اصلاحات، شرحها، و تأليفات آسان نيست، رسالههاي مختلفي را كه ظاهراً به
متوسطات تعلق دارد با رسالههاي مربوط به همان موضوع در يك جا خواهيم آورد. بايد توجه داشت كه اين تقسيمبنديها فقط براي تسهيل بررسي آثار نصيرالدين است، و گرنه بههيچ روي دقيق و محدود نيست؛ اخترشناسي را نميتوان از طرفي از هندسه و از طرف ديگر از اخترگويي جدا كرد؛ رسالههاي مربوط به حساب يا تقويم قسمتي مربوط به اخترگويي است و قس عليهذا.
رسالههايي كه به متوسطات مربوط است، يا ممكن است مربوط باشد، عموماً جداگانه تدوين و به صورت آثاري جدا از
متوسطات ذكر شده است (مثلاً به وسيلهٴ ابنشاكر). در قسطنطنيه (اياصوفيه، 2760) نسخهاي از تمام آن با عنوان المجموع فيالهيئة و الهندسة موجود است.
3. حساب و جبر ــ 2) مختصر بجامع الحساب بالتخت و التراب به فارسي و عربي موجود است.
3) رساله در اثبات اين كه مجموع مجذورهاي دو عدد فرد، عدد مجذور نيست.
4) مسائل الارث. (ممكن است داراي فايدههاي رياضي باشد).
5) كتاب الجبر و المقابلة.